شبهـاي روشن، روزهـاي تيره

... سراي گرگ و ميشي كه وا مانده است بين روشني شبها و تيرگي روزها ...

آسوده بیاسای بیوه شور بخت کلمات من ...

          من همونم که یه روز میخواستم دریا بشم ...

 

بی قافیه و بی وزن

بی شروع و بی پایان

 

بدون هیچ حرف اضافه ای از حروف اضافه !!

 

بی هیچ ابهامی از واژه های مبهم !

 

بی هیچ تکراری از شد  ن !

 

بدون هیچ راهی برای آغاز یا پایان ...

خالی تر از پوچ و پوچ تر از هیچ  ...

 

واژه هایم را در برگ برگ خاطراتم گم کرده ام و دیگر فکر نمیکنم نیازی به پیدا کردنشان داشته باشم ...

 

کنار دور دست خیال ... همین اکنون این لحظه را با شمار دغدغه هایم پیوند میزنم و بر فراز طاقدیس آینده ام  می ایستم ! 

حساب ها را بی حساب نکردیم ! شاید حسابی دیگر و شاید کتابی دیگر باید بود !

 

دیگر نیازی نیست زحمت شکفتن گلهای غربت را بر گردن تو بیاندازم ! دیگر فرصتش نیست که چشم به راه بوسه شبنم ، خاطره خاطره گل یاس را زیر پاهایش قربانی کنم، تمام این تکرار ها به  شدِ " نون" پایان خواهند گرفت !

 

در گذر از این دقایق نامرد ، لحظه ای درنگ جایز نیست !

همین دقایق نامردی که گذشتند و میگذرند و چیزی جز افسوس نمیگذارند ... افسوس چه ؟

 

خدا میداند  و این دل خراباتی که به رسم بی دلی ٍ دیرینه اش  ، دل و دین و عقل و هوشش همه را به باد داده !!!!

 

هیچوقت گذشتن آسان نبوده است ! هیچوقت ! حتی گذشتن از خود !  و حتی گذشتن از آنچه گذشتنی است !

 

اما ...

اینبار نیز هم !!

 

میگذرم و میگذارم که بگذرد ! هر چه که گذشتنی است و هر چه که ناگذشتنی است ! همه با هم بگذرند ! دلیلی برای ادامه نمیبینم ! راهی هم برای ادامه باقی نیست !

 

شاید فرصتی باشد و شاید نوایی دیگر بر دلم خواندم و شاید جایی دیگر ...

 

و شاید هم نه !! به شد ن !!

 

هر چه باشم و هر چه بودم، همه تکرار بی آهنگ کلماتم بود ! همه تکرار بی دلیل واژه های سرگردانی که گم شده بودند در گیر و دار بودن و نبودن ! دلیل بی دلیل پوچی که شاید واهی مینمود این غمگساری های بی لابه را ! همه و همه دل چکیده هایی که جوششی یا کوششی !! سعی بر جوشاندن کوشش اندکم داشت برای اینکه بگویم : هنوز هستم !!!

 

اما چه سود که هر چه جوشیدم و کوشیدم، نه فهمیدی و نه فهماندی و نفهمیدم که چرا  نفهمیدی و نفهماندی !

 

اینبار نیز هم !!

 

همین اکنون این لحظه ، راهی ِدور دست خیال خواهم شد و برای همیشه شاید نفهمیده باقی خواهم ماند !

به شد ن ، پایان !

 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۸٦ -